{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 24=

پارت 24=

ویو کلارا: بلاخره به اون اتاق رسیدیم وقتی چشمم به اون قفس افتاد لباس اسنیپ رو گرفتم ولی اون با چشمای خنثی بهش خیره شد و دستم رو جدا کرد بعد اروم به سمت قفس رفت و اون پارچه رو کنار زد...
از ترس چشم هام رو بستم
☆چشمات رو باز کن!
♡ولی...چش...م
به ارومی یکی از چشم هام رو باز کردم و...
اون فقط یه اژدهای کوچیک بی آزار بود
اسنیپ در قفس رو باز کرد و اژدها رو بیرون اورد
♡اینکار رو نکنید خطرناکه!
☆مشلی نیست، اون شب که تو اومدی ماه کامل بود و در اون شب هانتر کنترل خودش رو از دست میده
♡پس اسمش هانتره(به معنای شکارچی)
و اون رو از دست اسنیپ به ارومی گرفتم اون اول خیلی تهاجمی شد ولی بعد اروم شد و با سرش دستم رو نوازش کرد
☆اگه دوسش داری نگهشدار
♡ولی اگه دوباره اونجوری شد...
☆شب ماه کامل خودم ازش نگهداری میکنم
♡اوهوم
و به سمت اتاقم رفتیم
اونشب خیلی خوب بود با هانتر غذا خوردیم و تکالیفم رو انجام دادم عالی بود و بعد به خواب رفتم
دیدگاه ها (۰)

سناریو پسران اچ پی=وقتی سردته(مکان:محوطه هاگوارتز)هری: دستات...

سناریو پسران اچ پی=وقتی یک پسر دیگه از شما جلو اونا تعریف می...

سناریو پسران اچ پی=وقتی هردو سال اولی هستید و برای بار اول ه...

پارت 23=(زمان: صبح)ویو کلارا:صبح وقتی از خواب بلند شدم رفتم ...

پارت 131

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.44یکم تعلل کرد ولی در ...

"سرنوشت " فصل ۲ p,18....بعد از دو دیقه جونگ کوک با ی زیرپوش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط